تبليغاتX
دست نوشته های یه عاشق
ع...ق آمد مونس جان شد درد آن در دل نشیند زخم جان شد
 
دارم مثل یه قصه میشم غمگین ترین قصه هاست دردهام همیشه بی صداست یه مرد بی ستاره که دلخوشی نداره راهیم راهی جایی که پر از زمزمه باشه اونجا خوشبختی یه دنیا قد سهم همه باشه من اگر طلسم نبودم واسه تو یه اسم نبودم پای حرفات مینشستم دل به پیغومت میبستم توی تنگنای نفسهام زخم دردی ریشه داره که تو هق هق غریبی ام من و راحت نمیذاره .....
 
زندگي مي گويد سهم تو تنها درد و اشک است مي گويد سرنوشت تو را با اشک رقم زده ايم و تو را با درد آميخته ايم . مي گويد تو از جنس باراني اما نمي دانم چرا هميشه دلم بارام مي خواهد آنقدر باران که اشک چشمانم را در ميان قطرات باران پنهان شود . زندگي به من آموخت که هيچ چيز و هيچ کس نيستم و تنها بايد مطيع يکتا خالق هستي باشم . آري ! زندگي به من آموخت که بسوزم و با زندگيم بسازم پس لب از لب باز نمي کنم و مي سوزم و مي سازم ، آري سوختن ، هيچ نگفتن ، هنر است و تنها مي گويم :  سوختم
در عشق خودم سوختم
سوختم و آموختم
بی وفايان در جهان
بسيارند در هر زمان
عاشقي; راز خود اندر دل بدار
سنگدلان بسيارند  مي سوزم اين نيز مي گذرد .
 
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:31  توسط عاشق | 
یک بوسه

تقديم با عشق

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب


بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از دیوانگی لذت ز شب
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
سادگی طعم شیرینی به رنگ


بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه‏ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آغازي براي ما شدن

بوسه آتش می‏زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من با من بمان
شرم در دلدادگی بی‏معنی است
بوسه بر می‏دارد این شرم از میان


طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه‏ای یك بوسه است
بهترین هدیه پس از یك انتظار
بشنوید از من فقط یك بوسه است


بوسه را تكرار می‏باید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جان‏ها از دو لب
بوسه یعنی پر زدن یعنی صعود



 

خواندن این شعر در آغوش او معنا دارد...

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:16  توسط عاشق | 
                 الهی به مردان در خانه ات ... ... ... ... ... ... به آن زن ذلیلان فرزانه ات 
                   به آنان که با امر روحی فداک ... ... ... ... ... ... نشینند و سبزی نمایند پاک
                    به آنان که از بیخ و بن زی ذیند ... ... ... ... ... ... شب و روز با امر زن می زیند 
                    به آنان که مرعوب مادر زنند ... ... ... ... ... ... .. ز اخلاق نیکوش دم می زنند
                به آن شیر مردان با پیش بند ... ... ... ... ... ... ... که در ظرف شستن به تاب و تبند


به آنان که در بچه داری تکند ... ... ... ... ... ... ... یلان عوض کردن پوشکند
به آنان که بی امر و اذن عیال ... ... ... ... ... ... ... نیاید در از جیبشان یک ریال
به آنان که با ذوق و شوق تمام ... ... ... ... ... ... به مادر زن خود بگویند: مام
به آنان که دارند با افتخار ... ... ... ... ... ... ... ... نشان ایزو نه، زی ذی نه هزار
به آنان که دامن رفو می کنند ... ... ... ... ... ... ... ز بعد رفویش اتو می کنند
به آنان که در گیر سوزن نخند ... ... ... ... ... ... ...            گرفتار پخت و پز مطبخند

  

به آنان قرمه سبزی پزان قدر ... ... ... ... ... ... ... به آن مادران به ظاهر پدر
الهی به آه دل زن ذلیل ... ... ... ... ... ... ... ... به آن اشک چشمان ممد سبیل
به تن های مردان که از لنگه کفش ... ... ... ... ... چو جیغ عیالاتشان شد بنفش
که ما را بر این عهد کن استوار ... ... ... ... ... ... ... از این زن ذلیلی مکن برکنار
به زی ذی جماعت نما لطف خاص ... ... ... ... ... ... نفرما از این یوغ ما را خلاص

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:0  توسط عاشق | 
 اگرازهم دورریم دلیل بی وفایی نیست
 
                وفا ان است که اسمت را دمادم زیرلب دارم
 
ولنتاین
 

 
ولنتاین
 

 
ولنتاین
 

 
ولنتاین
 

 
ولنتاین
 

 
ولنتاین

 
ولنتاین
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 17:7  توسط عاشق |